محمد بن زكريا الرازي

113

كتاب الجدري والحصبة ( آبله و سرخك ) ( فارسى )

و اسحق بن حنين « 8 »

--> حنين مردى فصيح و خوش‌بيان و در زبانهاى عربى و يونانى متبحر و خطيبى بليغ بود . در بصره نزد خليل بن احمد نحوى زبان عربى را آموخت ، آنگاه به بغداد رفت و در مجلس درس يوحنا بن ماسويه وارد شد و چون مردى جدلى بود از يوحنا ايراداتى مىگرفت تا كار به آنجا منجر گشت كه يوحنا او را از مجلس درس طرد كرد . حنين به مصر و اسكندريه رفت . به قولى دو سال و به قولى سه سال زبان يونانى را آموخت و در حقيقت كليد ترجمه كتب يونانى را در دست گرفت . داستان زندگى حنين بسيار پرنشيب‌وفراز است و خلاصه با جد فوق العاده توانست - رئيس دار الترجمه مأمون شود . تعداد زيادى كتاب طبى از ابقراط و جالينوس ترجمه كرده است . معروف است كه مأمون به وزن ترجمه‌هاى حنين به وى طلا مىپرداخته است . تعداد مؤلفات و ترجمه‌هاى حنين كه توسط او و دستگاه ترجمه و شاگردانش در كتب مورخان آمده يك‌صد و سى و دو مىباشد كه هفده كتاب طبى از ابقراط و يك‌صد و پانزده عدد از جالينوس است كه بيشتر در علوم طبى است . بعلاوه براى عده‌اى از پزشكان و بزرگان بغداد نيز ترجمه‌هائى دارد . آنچه كه حنين از كتابهاى ابقراط ترجمه كرده تماما طبى و آنچه كه از آثار جالينوس - ترجمه كرده كه طبى و غير طبى مىباشند . از كتابهاى معتبر حنين كتابى است بنام « كتاب العشر مقالات فى العين » . اين كتاب به سال 1928 ميلادى توسط دكتر ماكس ميرهوف ( Max Meyerhof ) دوست فقيدم ( طبيب چشم در قاهره ) تحت عنوان « كتاب العشر مقالات فى العين المنسوب لحنين بن اسحق 194 - 264 هجرى قمرى » در چاپخانه اميرى ( المطبقه الاميريه ) به چاپ رسيده است كه مشتمل بر چهل و نه صفحه مقدمه و دويست و بيست و دو صفحه ترجمه و دويست و سى صفحه متن مىباشد . دانشمند آلمانى گ . برگرشتراسر ( G . Bergerstrasser ) كتابى تحت عنوان « حنين بن اسحق و مكتب وى » ( Hunain ibn Ishak und seine schule ) به سال 1913 ميلادى در ليدن به چاپ رسانده است . ازاين‌رو معلوم مىشود مكتب حنين بسيار ارزنده است . ( براى اطلاع بيشتر رجوع شود به تاريخ طب در ايران پس از اسلام تأليف نگارنده از انتشارات دانشگاه تهران شماره 1397 خورشيدى ) . ( 8 ) - اسحاق بن حنين . حنين را دو پسر بود بنامهاى داود و اسحق . داود به مانند پدر طبيب بود و در حقيقت توانست جاى پدر را بگيرد . معروف است كه حنين تعدادى از ترجمه‌هاى خود مخصوصا آن دسته از كتابهاى جالينوس را براى دو پسرش ترجمه كرده است . اما اسحق بن حنين بمانند پدر مترجمى زبردست بود . قريب يازده تأليف و ترجمه و رساله و مقاله و امثال آنها داشته است . ( 9 و 10 و 11 ) عده‌اى از اطباء كه اصلا نسطورى بودند در دوران ساسانيان به ايران آمده و در